هواي حوصله باراني ست
بابت نبودنم معذرت... این مدت خیلی سرم شلوغ بود بعضی لباس ها ؛ یا روی چوب رختی انتظار می کشند و خاک می خورند ؛ یا داخل سبد ِ رخت چرک نم پس می دهند ... ! ،؛، بعضی آدم ها ... با گرگ دنبه می خورید و با چوپان گریه می کنید ،؛، بوسه بر مُهر می زنید ولی مِهر من در دل ندارید ... روزی می شکنید ؛ روزی که نقاب هایتان ترک برداشته ... ! ؛ از لا به لای کاغذ مچاله های خــــــدا ... یک سری کلمات که قادر به بیان احساسات و دغدغه های من نیستند ( سه نقطه ) ( تعداد زیادی علامت تعجّب ) آدما فقط جاهایی از غُصههاشونُ برای دیگران تعریف میکنن، که کمتر آزارشون میده… غمِ بزرگ، مالِ خودِ آدمه! نه! اینجا عقل ها به چشـم هاست و چشم ها کور کورانه می نگرند ،؛، اینجا یک کیلو پنبه ؛ از یک کیلو آهن ؛ سنگین تر است وقتی سیرابم ... چه فـــرقی می کند ، دریـــا باشی یا ســـراب ... ؟!! ؛ باور کن اگر تو را آب ببرد ... مـرا خواب می برد ... !!! گاهی وقت ها ؛ باید رنجاند ... ،؛، ایمان دارم ... دوست همه کس ، دوست هیچ کس نیست ... ! مَثَل شما مَثَل آن دزدیست که شب هنگام دار و ندار خانه ای را به یغما می برد ؛ ولی برای بیدار نشدن صاحب خانه ؛ خــــدا خـــــدا می کند ؛ همیشه کاری را که دوست دارید به گزاف انجــــام می دهید ؛ امّا نتیجه ی درست را از خدا طلب می کنید ... ! از لا به لای کاغذ مچاله های خــــــدا ... خیلی چیز ها دست خداست ؛ ولی خواست خـُـــدا نیست ... ! نه سنگ کسی رو به سینه می زنم ؛ نه خاک کسی رو به سر می ریزم ... ! ،؛، تا شاید ، آب پاکی روی دستم ریخته نشه ! زمانی که یک قاشق مربّا خوری ، شربت اکسپکتورانت هم افاقه می کرد ؛ نبودی ؛ ندیدی ... ! ،؛، حالا ؛ پارچ پارچ ، نوش دارو به چه کار آید ؟!! اگر گربه ای در راه خدا ؛ موش بگیرد ،؛، آیـــا ثواب می کند یا کباب ؟!! یه بازیگر طنز ؛ همیشه یا مجبوره ؛ یا محکوم ... ؛ ... به این که طنز بازی کنه ... ! ؛ حالا ؛ فیلم یا زندگی ... چه فرقی می کنه ؟!!
من آدم نمیشوم…
بازحوّا میمانم تا اغفالت کنم…
خاطرهات را به آغوش میکشم،
جای خالی تو روی سینهام یک باغچهْ پونه سبز میشود…
سودای سوختن دارند پرهایم…
آتش نمیزنیاَم؟
| Design By : Night Melody |


