تبليغاتX
دو جام مستي

دو جام مستي

هواي حوصله باراني ست

قابل توجه بعضی ها فوقش لیسانس قبول شدم

بابت نبودنم معذرت... این مدت خیلی سرم شلوغ بود

سه شنبه 15 شهریور1390ساعت 2:5 PM نگارنده: tuberose| |

بعضی لباس ها ؛ یا روی چوب رختی انتظار می کشند و خاک می خورند ؛ یا داخل سبد ِ رخت چرک

نم پس می دهند ... !

،؛،

 

بعضی آدم ها ...

یکشنبه 2 مرداد1390ساعت 0:0 AM نگارنده: tuberose| |

با گرگ دنبه می خورید و با چوپان گریه می کنید ،؛، بوسه بر مُهر می زنید ولی مِهر من در دل ندارید ...

روزی می شکنید ؛ روزی که نقاب هایتان ترک برداشته ... !

؛

 

از لا به لای کاغذ مچاله های خــــــدا ...

شنبه 1 مرداد1390ساعت 0:0 AM نگارنده: tuberose| |

یک سری کلمات که قادر به بیان احساسات و دغدغه های من نیستند ( سه نقطه ) ( تعداد زیادی علامت تعجّب )

پنجشنبه 30 تیر1390ساعت 0:0 AM نگارنده: tuberose| |

آدما فقط جاهایی از غُصه‌هاشونُ برای دیگران تعریف می‌کنن، که کم‌تر آزارشون می‌ده… غمِ بزرگ، مالِ خودِ آدمه!

چهارشنبه 29 تیر1390ساعت 0:0 AM نگارنده: tuberose| |

نه!
من آدم نمی‌شوم…
بازحوّا می‌مانم تا اغفالت کنم…
خاطره‌ات را به آغوش می‌کشم،
جای خالی تو روی سینه‌ام یک باغچهْ پونه سبز می‌شود…
سودای سوختن دارند پرهایم…
آتش نمی‌زنی‌اَم؟

سه شنبه 28 تیر1390ساعت 0:0 AM نگارنده: tuberose| |

اینجا

عقل ها 

 به چشـم هاست

و

چشم ها

 کور کورانه می نگرند

،؛،

 

اینجا

یک کیلو پنبه ؛ از یک کیلو آهن ؛ سنگین تر است

شنبه 25 تیر1390ساعت 0:0 AM نگارنده: tuberose| |

وقتی سیرابم ...

چه فـــرقی می کند ، دریـــا باشی یا ســـراب ... ؟!!

؛

باور کن  اگر تو را آب ببرد ... مـرا خواب می برد ... !!!

سه شنبه 21 تیر1390ساعت 0:0 AM نگارنده: tuberose| |

گاهی وقت ها ؛ باید رنجاند ...

،؛،

 

 ایمان دارم ...

دوست همه کس ، دوست هیچ کس نیست ... !

دوشنبه 20 تیر1390ساعت 0:0 AM نگارنده: tuberose| |

مَثَل شما مَثَل آن دزدیست که شب هنگام دار و ندار خانه ای را به یغما می برد ؛ ولی برای بیدار نشدن صاحب خانه ؛ خــــدا خـــــدا می کند ؛ همیشه کاری را که دوست دارید به گزاف انجــــام می دهید ؛ امّا نتیجه ی درست را از خدا طلب می کنید ... !

 

از لا به لای کاغذ مچاله های خــــــدا ...

یکشنبه 19 تیر1390ساعت 0:0 AM نگارنده: tuberose| |

خیلی چیز ها دست خداست ؛ ولی خواست خـُـــدا نیست ... !

جمعه 17 تیر1390ساعت 0:0 AM نگارنده: tuberose| |

نه سنگ کسی رو به سینه می زنم ؛ نه خاک کسی رو به سر می ریزم ... !

،؛،

 

تا شاید ، آب پاکی روی دستم ریخته نشه !

پنجشنبه 16 تیر1390ساعت 0:0 AM نگارنده: tuberose| |

زمانی که یک قاشق مربّا خوری ، شربت اکسپکتورانت هم افاقه می کرد ؛ نبودی ؛ ندیدی ... !

،؛،

 

حالا ؛ پارچ پارچ ، نوش دارو به چه کار آید ؟!!

چهارشنبه 15 تیر1390ساعت 0:0 AM نگارنده: tuberose| |

اگر گربه ای در راه خدا ؛ موش بگیرد ،؛، آیـــا ثواب می کند یا کباب ؟!!

سه شنبه 14 تیر1390ساعت 0:0 AM نگارنده: tuberose| |

یه بازیگر طنز ؛ همیشه یا مجبوره ؛ یا محکوم ... ؛ ...  به این که طنز بازی کنه ... !

؛

حالا  ؛ فیلم یا زندگی ... چه فرقی می کنه ؟!!

یکشنبه 12 تیر1390ساعت 0:0 AM نگارنده: tuberose| |

Design By : Night Melody